تبليغاتX
حرفهای تنهای

حرفهای تنهای

عشق

گاهی اوقات گذشتن از معشوق نهایت عاشق بودن
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:58  توسط مریم  | 

سیگاری نیستم

اما

به تو که فکر می کنم

مزرعه ی بزرگی از توتون

در سرم آتش می گیرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:49  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:55  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:54  توسط مریم  | 

بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود / اهل زمين نبود نمازش شکسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود / تنها از اين نظر که سرا پا شکسته بود . بر سنگ قبر من بنويسيد که پاک بود / چشمان او دائما از اشک شسته بود. برسنگ قبرمن بنويسيد اين درخت عمري / براي هر تبر و تيشه دسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر / پشت دري که باز نميشد نشسته بود
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:51  توسط مریم  | 

بنال ای دل ، که من غم دارم امشب

نه دلسوز و نه همدم  دارم امشب

دلم زخم است ، از دست غم ِ یار

هم از غم ، چشم ِ مرهم دارم امشب

همه چیزم زیادی می کند ، حیف

که یار از  این میان ، کم دارم امشب

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 4:21  توسط مریم  | 

لطفا گمشو >>>میفهمی؟؟؟از خوابهای من برو بیرون........لعنتی من به خوابهای که تو .توش هستی میگم کابوس
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 4:1  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:33  توسط مریم  | 

خداوندا: تقدیرم را زیبا بنویس ! کمکم کن آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه را تو دیر میخواهی من زود نخواهم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:21  توسط مریم  | 

ما دو تن مغررو هر دو از هم دور وای در من تاب دوری نیست ای خیالت خاطر من را نوازشبار بیش از این در من صبوری نیست بی تو من بی تاب بی تابم من به دیدار تو می آیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:20  توسط مریم  |